سلام بر ماه رمضان.ماه خداوندگار رحمان.![]()
سلام بر ماه یقین.ماه قرآن حکیم.
سلام بر ماه نزول.ماه بندگان صبور.![]()
سلام بر ماه مناجات.ماه بر آورده شدن حاجات.
سلام بر ماه راز و نماز.دعا و نیاز.شوکت و رحمت.![]()
و............................

سلام به همه دوستای گل روزه دارم.
فرا رسیدن ماه رمضان ماه نزول قرآن و ماه شکیبایی تن و به همتون تبریک میگم.

التماس دعا...
سلام...
دیروز بعد از اینکه به وبلاگ آدمک عزیز سر زدم و پستش و خوندم خیلی وسوسه شدم وبالاخره ثصمیم گرفتم تا من هم با این موضوع آپ کنم...
امروز اومدم تا اعتراف کنم...امروز اومدم خودم و محک بزنم و ببینم چقدر میتونم با خودم و بقیه روراست باشم...امروز اومدم آپ کنم تا شاید یه مقدار سبک بشم....امروز میخوام یکم از عقایدم و خصوصیات اخلاقیم بگم...
اولین اعتراف و بزرگترین اعتراف: اعتراف میکنم که هیچ وفت نتونستم یه بنده خوب واسه خدایی که ادعا میکنم خیلی دوسش دارم باشم...
به حجاب خیلی معتقدم و امکان نداره روزی کنار بذارمش.(البته از اون دختر هایی نیستم که خیلی محجبن!!"متاسفانه"!! ... ولی همیشه سعی کردم با شیک ترین نوع لباس اسلامی حجابمو تا حد معمول رعایت کنم.)![]()
شدیدا از تولید کننده ها و طراحان مانتوها گله دارم...آخه مثلا ما داریم تو جامعه اسلامی زندگی میکنیم.واقعا این مدل پوشش شایسته یه زن مسلمونه؟؟؟؟؟؟!!!!!
از بی وفایی خیلی بدم می آد اما متاسفانه در حق یه نفر بدجور بی وفایی کردم.(البته خودش هم بی تقصیر نبود!)...
از خیلی ها نامردی و بی وفایی و بی معرفتی دیدم...
یه زمانی عاشق وطنم و مردمش بودم اما حالا ...
از بعضی سیاست های کشورمون حالم بهم می خوره...
تا حالا نتونستم با کسی که کاملا قبولش دارم دوست بشم...![]()
خیلی ها واسم ادعای دوستی کردن اما تا حالا حتی یه دوست واقعی هم نداشتم...(البته خدا رو شکر احساس میکنم کم کم دارم اون دوست واقعی رو پیدا میکنم)
اصلا آدم کینه ای نیستم...
خیلی احساساتیم ...
در حال حاضر از زندگیم خیلی راضیم...
اعتراف میکنم که فوق العاده عاشق موسیقیم...
آشپزی رو خیلی خیلی دوس دارم...
کتاب خوندن مخصوصا کتاب های فلسفی و روانشناسی و البته شعر هیچ وقت سیر نمیشم...
اعتراف میکنم به اینکه آدم زیاد خوش قولی نیستم...اما خوشبختانه جدیدا خیلی خیلی بهتر شدم و دارم سعی میکنم از این هم بهتر بشم...
خیلی سخت پسندم و خرید کردن واسم خیلی مشکله...![]()
خیلی دوست دارم هدیه بدم و البته هدیه بگیرم.ولی هدیه دادن و به گرفتن ترجیح میدم...
اشتباهات حتی خیلی کوچیکم رو هم نمیتونم تحمل کنم و واسه یه اشتباه کوچیک چندین روز دپرس میشم...
اهداف خیلی بزرگی دارم اما متاسفانه یکم تنبلم!!!!![]()
و اعتراف میکنم به اینکه هنوز باورم نشده که سال دیگه کنکور دارم...![]()
![]()
فعلا خداحافظ...
۱۴/۷
امروز آفتاب تابید تا سردم نشود
باد وزید تا گرمم نشود.
امروز باران بارید و آب در رود جاری شد تا بنوشم.
امروزمیوه ها رسیدد تا بخورم.
زمین چرخید تا زندگی کنم و برادرم خندید تا شاد شوم.
امروز پدر هست تا دخترش باشم
مادر هست تا همرهش باشم
تو هستی تا دوستت داشته باشم
و خدا هست تا شکر گذارش باشم...
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
خوبین؟وبلاگ من چه طوره ؟لطفا هر ایرادی داره بگید سعی می کنم بر طرفش کنم.یکی از دوستان (فکر می کنم حمید عزیز بود)تو قسمت نظرات گفته بود فونت نوشته های وبلاگ درشت تر بشه بهتره .راستش من خودم هم فکر می کنم نوشته ها خیلی ریزند ولی کاری نتونستم بکنم .فکر می کنم مشکل از قالب وبلاگ باشه.اگه بتونید کمکم کنید ممنون میشم.
آقا امین هم گفته بودن که حجمش بالاست و دیر لود میشه . فکر می کنم این هم به خاطر تصویر هاست و هم اینکه تعداد پست ها تو صفحه زیاده.اما چون من خودم دوست دارم وقتی اولین بار وارد یه وبلاگ میشم بتونم چند تا از پست هاشو بخونم به خاطر همین تعداد پست های وبلاگ خودمو تو صفحه اصلی زیاد کردم. با این حال چشم سعی می کنم حجمش رو کمتر کنم.
شمیم عزیز هم خیلی وقت پیش ها خواسته بود تا یه مقدار هم خودم بنویسم و اینقدر مطلب از اینور و اونور جور نکنم.شمیم جان من اگه خودم بخوام بنویسم شاید هر 3-4 ماه یکبار هم آپ نکنم.واسه ثبت خاطراتم که دفتر خاطرات دارم و فکرهم نمی کنم زندگی خصوصیه من واسه بقیه مهم باشه.هر از گاهی داستان می نویسم که خب اونا به درد وبلاگ نمی خوره و البته طولانیه و من هم حوصله ی تایپ کردن متن های ظولانی و ندارم...گاهی اوقات حس شاعریم گل می کنه و شعر می گم که خب اونا هم واسه دله خودمه و باز هم جنبه ی خصوصی پیدا میکنه و دوست ندارم تو وبلاگ بنویسم.........به همین خاطر هر وقت هر جا متن-شعر یا نکته ی جالبی می بینم و خودم خوشم میاد save می کنم و بعد ازشون استفاده می کنم .هر وقت هم که بیکار میشم شعرای سهراب و فروغ و فریدون وتایپ میکنم و بعد تو وبلاگ می ذارمشون .البته جدیدا چند تا سایت پیدا کردم که کلا تمام شعر های این سه شاعرو داره و خوش به حالم شده و دیگه این یه کار رو هم نمی کنم.
چند نفری هم خواسته بودن یه مقدار از خودم بگم.....
من شهرزاد متولد 24/10/1370 صادره از مشهد اولین فرزند خانواده ام.رشته ام ریاضیه ولی علاقه چندانی به ریاضی ندارم وتنها امیدم اینه که تا قبل از کنکور به ریاضی علاقه مند بشم ویا اینکه هنر یه رشته ی خوب قبول بشم و واسه همین تصمیم گرفتم از همین الان شروع کنم و کتاب های هنر رو هم بخونم...دیگه اینکه عاشق موسیقی و نمایشم و از دوم دبستان تا سوم راهنمایی عضو گروه سرود و تئاتر مدرسه بودم و همیشه هم رتبه آوردیم.دبیرستان هم که مدرسمون کلا گروه سرود وتئاتر نداره...نه فقط این دو تا هیچی دیگه هم نداره.فقظ درس و درس و درس...ولی واقعا رتبه های کنکورش هم عالیه...همین دیگه ...فکر کنم کافی باشه...
از همتون ممنونم به خاطر اینکه به وبلاگم سر میزنید و نظرتون و می گید (مستند ساز عزیزم/آقا مصطفی گل(سهراب سپهری)/فرناز جون/علیرضا عزیز/غریبه آشنا که امیدوارم اینبار اگه اومد بیشتر خودشو معرفی کنه
/دخترای کوچه پشتی/دکتر مجتبی کرباسچی/امین آقا/mad-like-u/آبنوس/حمید/آقا میلاد/دختر دریا/ و..................................)
دوستون دارم خیلی زیاد![]()
موفق باشید
اصلا حالم خوب نیست.........
فکر نمی کردم این تجربه تلخ دوباره تکرار بشه.......
یه عذر خواهی هم به همه ی اون هایی که میان و کامنت میذارن بدهکارم.واقعا شرمنده از اینکه دیر دیر کامنت میذارم.ولی اطمینان داشته باشید که همیشه به وبلاگتون سر می زنم و از مطالبتون استفاده میکنم.
راستی مرتضی جان ممنون از دقتت .من فراموش نکرده بودم که این مطلب رو تو اون یکی وبلاگم نوشتم منتها همه که مثله شما هر دو تا وبلاگ منو نمی بینن.در ضمن فکر میکنم جمله های قشنگ هر چقدر هم تکرار بشن باز هم قشنگیه خودشونو حفظ میکنن.به هر حال باز هم ممنون.
امیدوارم تا حالا از وبلاگ من خوشتون اومده باشه.فعلا بای
نظر یادتون نره
میان مردمانی با دلی عاشق
تنها نشستم
به امید ندایی یا نگاهی عاشقانه
به امید دلی عاشق
دلی کز هر تپش
ارمغانی با شکوه
دنیایی از مهر و صفا همراه خود دارد.
منم تنها
دل شکسته ای دارم
و چشمانی پر از باران دلتنگی
و لب هایی
که مست بوسه ای هستند
و پاهایی برهنه
که مست اشتیاق هر صبح
به روی سنگ فرش کوچه ها
آرام می گیرند
و دستانی
که جز نت های تنهایی
به روی دفترم چیزی نمی آرند
و اما من دلی دارم
دلی عاشق تر از فرهاد
دلی دیوانه و مجنون
دلی همچون دل خسرو عیان دارم
و دارم من خدایی نیز
همیشه در کنارم
هر کجا باشم
خدایی مهربان ... رحمان
خداوندی صبور و عاشق و جبار
خدایی که نمی راند مرا از درگهش ناگه
و می گوید به من:
ای بنده ی من
آرام باش آرام
من اینجایم کنون
در این نزدیکی اما دور
که نزدیکم به تو
اما تو بس دوری ز من
ای بهترین مخلوق دنیایم
و غوغای دلت را
دل بی تاب و زیبای ترا
ای بهترینم من شنیدم
و اینجایم کنون اینک کنارم باش
تو را تنها نذارم هیچ
بگو با من...چه می خواهی؟؟؟
***
و من
بردم تو را از یاد ...شیرین من
تو ای نا مهربان معشوق من
دیگر نمی آیم به سویت
من خدایی دارم از جنس محبت
مهربان و با صداقت
و دوستش می دارم و
می خواهمش اکنون
خدایا !!!
دوستت دارم....

