خسته نباشید ،
یکصد روز کتک خوردید ، یکصد روز کشته شدن رفیق و برادر و خواهر دیدید ، شما را که حتی از دیدن خون گوسفند از دوران طفولیت منع می کردند ، خون برادر و خواهر دیدید ، یکصد روز بغض داشتید و ولی در مقابل دولت کودتا بغض خود را نشکسته و فریاد زدید ، به نمازشان رفتید باتوم خوردید ، به مزار شهدا رفتید با کتک رانده شدید ، با زبان روزه به قدسشان رفتید با گاز اشک آور روزه تان شکست .
تاریخ ایران به خود می بالد که یکصد روز سبز ، اینبار توسط جوانان سبز دلش آفریده شد ، جهانیان به شما مبارزان شجاع غبطه می خورد و از دور یکصد قسمت سریالی را می دید که با دیدن هر قسمت آن بارها می گریست و بخود می لرزید و درس آزادگی را از شما می آموخت .
در این روز عید مطمئن باشید که حضرت صاحب بیزاری می جوید از جماعت گمراهی که به نماز دجال زمان رفتند ، ایمان داشته باشید که امام زمان امروز در سپاه سبز شما و کنار شماست ، با شما کتک می خورد با شما می گرید که نام عزیز جدش را بر زبان دارید ، کشته می شوید ولی ذلت نمی پذیرید ، امام زمان امروز دعا میکند شما را که بصورتی هوشمندانه و با کمترین هزینه جهت خونخواهی خون مظلوم و در جهت دفاع از حق ، آبروی جماعتی ریاکار و ملبس به لباس دین جدش را در جهان بردید .
جهانیان بدانند از فردا یکصد قسمت پایانی سریالی کلید می خورد که اینبار به عاشورا ختم می شود ، به آنها که از دیدن این سریال لذت می برند بگویید بروند و در رابطه با عاشورای ما مطالعه کنند تا بیشتر به جزئیات این حماسه پی ببرند ، بدانند که چرا سهراب و ندای ما با یاحسن ، میر حسین شروع کردند و ما در عاشورایی خونین به پایانش می رسانیم .
می بوسم گرد وغبار پایتان را زمانیکه در حال فرارید و کتک می خورید و بازهم نام نامی حسین بن علی را بزبان دارید .
در این روزعید اول شهیدان ، جوانان سبز با دیده خود درب منزل شهدا را جاروب می نمایند.


سال۸۴

سال۸۸

مقایسه مراسم تنفیذ
سال ۸۴:

سال۸۸:

فیلم اعترافات محمدرضا جلاییپور
«من اعتراف میکنم». این عنوان فیلم زیبایی است که اشک را در چشم بیقرار میکند. این فیلم را یکی از فرزندان ناشناس جنبش سبز ساخته است تا نشان دهد که اعترافات واقعی اصلاح طلبان چیست. در این فیلم، اعترافات محمدرضا جلاییپور را میبینید و میشنوید. اتهام او حمایت از موسوی و خاتمی است؛ جرم او خوشبینی و اعتماد به نظامی است که سه عموی او در راه استقرارش شهید شدهاند؛ گناه نکردهی او این است که در ایجاد موج سبز امید و آزادی در ایران سهیم بود.
اگر اعترافات ابطحی و عطریانفر باعث شکنجهی اعترافگیران و شکنجهگران شد که دیدند کسی نمایش مضحک آنها را باور نکرده، اعترافات محمدرضا، واقعیترین اعترافاتی است باید روح هر ایرانی ساکت و راضی به این وضعیت را شکنجه دهد؛ باید ما را تکان دهد و به خود بیاورد که ایران و ایرانی را چه شده است. باید سکوت ما را به فریاد تبدیل کند و به عصیان برخیزیم از این سرنوشت شومی که برای کشور ما در حال نوشته شدن است.
نسخه بلوتوث را از اینجا دانلود کنید
http://www.mowjcamp.com/files/file/9509
دانلود با کیفیت پایین:
http://www.4shared.com/file/122867769/c229e4d4/wmv_04.html
دانلود با کیفیت بالا:
http://www.4shared.com/file/122856462/a8a19eb0/wmv_05.html
نسخه کیفیت بالا در یوتیوب:
http://www.youtube.com/watch?v=8zw3mAyC8XM

صحیفه امام؛ جلد 14 ، صفحه 380
بايد به حسب واقع، به حسب انصاف، به حسب وجدان، اين مردمى كه شماها را روى كار آوردهاند، اين مردم زاغهنشين كه شماها را روى مسند نشاندهاند ملاحظه آنها را بكنيد، و اين جمهورى را تضعيفش نكنيد. بترسيد از آن روزى كه مردم بفهمند در باطن ذات شما چيست، و يك انفجار حاصل بشود. از آن روز بترسيد كه ممكن است يكى از «ايام اللَّه» - خداى نخواسته - باز پيدا بشود. و آن روز ديگر قضيه اين نيست كه برگرديم به 22 بهمن. قضيه [اين] است كه فاتحه همه ما را مىخوانند! من از خداى تبارك و تعالى اميد اين را دارم كه به ما عنايت بفرمايد و ما را هدايت كند به يك راهى كه مرضى اوست؛ و قلمهاى ما را هدايت كند به يك نوشتههايى كه مورد رضاى اوست. و بر زبانهاى ما جارى كند يك چيزهايى را كه مورد رضاى اوست.
صحيفه امام؛ جلد 2، صفحه 367
هر روز ناله مردم را مىشنود، هر روز اطلاع مىدهند كه دخترها را چه كردند، دخترها را كشتند بعضىشان را، سر ناهار ريختند آن قلدرها و چماقكِشها، ريختند سر ناهار، ديگ، نمىدانم، [آب يا غذاى] جوش را ريختند به سر اين بيچارهها. چه شده است؟ گفتند مثلاً مرده باد زيد، زنده باد زيد. اين آدم كشتن دارد؟! گفتند ما جشن 2500 ساله را مىخواهيم چه كنيم؟! جشن را آنها بايد بگيرند كه زندگى دارند، آنها بايد بگيرند كه يك حكومتى دارند كه در تحت نظر آن حكومت در رفاه هستند، در پناه هستند. جشن براى حضرت امير بايد بگيرند كه در زير شمشير او مردم در پناه هستند، مردم در امان هستند؛ هيچ كس نمىترسد در حكومت او الّا از خودش؛ از حكومت نمىترسد. براى اينكه حكومتْ حكومت عدل است. اصلش حكومت عدل ترس ندارد؛ از خودش انسان بايد بترسد. اما اينجا اينطورى است؟ مملكت ما اين جور است كه مردم از خود شما بتوانند يا ... همه در فكر اين هستند كه چه وقت مأمورْ درِ خانه بيايد. بيگناه است اما خوب چه بكند با احتمال، با احتمال ضعيف؛ همان طورى كه در زمان حجاج و ابنزياد و اينها بود كه همان احتمال اين معنا را كه شيعه على - عليهالسلام - باشد كافى بود. حالا هم يك احتمال ضعيفى بدهند كه اين مثلاً چطور است؛ اين كافى است براى اينكه او را بگيرند، او را زجر كنند، او را چه بكنند. يك كلمه نصيحت كسى مىكند و يك كلمه نصيحت را يك كسى منتشر مىكند، مىگيرند او را. حالا معلوم هم نيست از كجا هست. يك كسى يك كلمه در سر منبر حرف مىزند، يك كلمهاى كه اصلاً خيلى هم برخورد ندارد؛ همان ادنى كلمه همان و او را گرفتن و حبس كردن همان! ما موظف نيستيم كه اين جنايات را - لااقل - ذكرش بكنيم؟!
صحيفه امام؛ جلد 4، صفحه 424
از آدمكشى اشتباه بيشتر مىشود؟! از جوانهاى مردم را كشتن، از زنهاى مردم را كشتن ديگر اشتباه بالاتر دارى تو؟!
صحيفه امام؛ جلد 4، صفحه 464
بيدار بشويد آقايان! اين تبليغات در خارج زياد شده است. حالا هم دارند تبليغات مىكنند. از هر طرف تبليغات كه نمىتوانند اينها مملكت را اداره كنند! اگر اداره كردن كشتن مردم است، همه حيوانات هم مىتوانند اداره كنند! اگر گرگها هم بريزند توى مملكت ما بهتر از اين اداره مىكنند مملكت را.
صحيفه امام؛ جلد 5، صفحه 243
آيا اينكه ايشان مىگويد كه اينها مردم را به كشتن دادند، آيا اين تظاهر آرامى كه مردم در اين دو روز كردند يعنى هيچ شلوغى نكردند و به دنيا ثابت كردند كه ايران مىتواند كنترل خودش را در اختيار بگيرد و سرنوشت خودش را به طور عُقَلايى به طور صحيح تعيين كند، خوب اين موجب اين شد كه فردا شبِ يازدهم - از شب يازدهم شروع شد - شروع شد به كشتار مردم؛ اينجا چه باعث شده است كه مردم كشتار شدند؟
صحيفه امام؛ جلد 5، صفحه 248
مردم ايران چرا فرياد مىزنند؟! بگذار هرچه توسرى دارند بخورند و فرياد نكنند! آقاى كارتر اين را مىفرمايند كه هرچه توى سرتان زدند، هر كارى كردند اينها، شما حرف نزنيد براى اينكه اگر حرف بزنيد كشته مىشويد! پس خودتان، خودتان را به كشتن داديد! اين صحيح است كه يك ملتى سى ميليونى، سى و چند ميليونى كتك بخورد، خيانت ببيند، جنايت ببيند، سلب آزاديها را ببيند، اختناقها را ببيند، اگر صدايش درآمد كه آقا چرا توى سر من مىزنى، مىكشند او را؟! پس اين تقصير خودش است كه مىگويد چرا! اين منطق آقا است!
شنيدم يکی موش صاحب مقام
به تجديد منصب نمود اهتمام
يکی صندق رأی را ديده بود
برای تقلب پسنديده بود
به بالای صندق نشستی کمين
بماليده بر خويشتن وازلين
شبانه بدان هيکل ليز و صاف
به صندق فرو رفت از آن شکاف
هرآنکس حقير است و نرمشپذير
به رخنه نمودن ندارد نظير
چه سوراخ موش وچه کانال سوسک
چه جرز دکان و چه مال کيوسک
چه در درز خشتک، چه چاک لباس
جلوميرود مثل کک مثل ساس
چو آن موش ناچيز بنمود سعی
توانست رفتن به صندوق رأی
در آنجا همه رأی ها را که خواند
دلش گشت غمگين و افسرده ماند
که با آنهمه عرض اندام او
نبودی يکی رأی بر نام او
به خشم آمد از کار ملت شديد
همه رأی ها را به دندان جويد
عرق بر سراپای جانش نشست
چه دشنام ها بر زبانش نشست
چو ميخواست برگردد از آن شکاف
نه ديگر تنش ليز بود و نه صاف
ز بلعيدن رأی از روی حرص
همی هيکلش بود مانند خرس
دريغا که بر آب زد بيگدار
نبودش در آن حال راه فرار
بدينگونه آن موش دزد و دله
بيفتاد از هول توی تله
خبر گشت آن رهبر از حال موش
بگفتا خودم گفته بودم بکوش
ولی گز نکرده چرا پاره کرد
نه خود که مرا نيز بيچاره کرد
چه خوش گفت فردوسی پاکزاد
به رويترز که حرف دارم زياد
که من از همان سال پنجاه و هفت
شدم واقف از ظلم و جوری که رفت
وليکن همين چشمهی آخری
بود «اِند» شلتاق و افسونگری
بسی حقه ديدم در اين سال ِ سی
تقلب نديدم بدين خالصی
"هادی خرسندی"



چرا رای ها اینقدر نو هستند و هیچکدام تا نخورده اند؟ مگر هنگام رای دادن برگه های رای را تا نکردیم؟؟؟!!!

حرکت قانونی راهبرداصلی است/به خاطر تهدیدها از ایستادگی درسایه شجره سبزاستیفای حقوق ملت صرفنظر نمیکنم
به گزارش قلم نیوز، متن بیانیه شماره هشتم مهندس میرحسین موسوی به این شرح است:
بسمه تعالی
مردم هوشیار و شریف ایران
طی روزهای اخیر، صدا و سیما، خبرگزاری های دولتی، برخی روزنامه های دولتی و سایت های اینترنتی وابسته به دولت و روزنامه کیهان، بخش عمده ای از فضای خود را به وارونه جلوه دادن آنچه قبل، حین و پس از برگزاری دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران رخ داد، اختصاص داده اند. آنها با استفاده از امکاناتی که متعلق به شماست، نه تنها به پنهان ساختن تخلفات و حوادث دلخراشی که در ایام اخیر اتفاق افتاد، می پردازند بلکه مسوولان مستقیم و غیرمستقیم آن را کسی معرفی می کنند که تنها شما را در مسیر احقاق حقی که داشته اید، همراهی کرده است.
واقعیتی که آنان بیهوده تلاش می کنند نادیده انگارند آن است که در این انتخابات تقلبی بزرگ اتفاق افتاده و پس از آن، معترضان به این وضعیت به گونه ای غیرانسانی مورد هجوم قرار گرفته و کشته، زخمی و یا بازداشت شده اند. اگر با مسببین جنایت کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 به گونه ای مناسب و قانونی برخورد می شد، امروز شاهد تکرار آن فجایع در ابعادی وسیع تر و وارونه جلوه دادن واقعیت ها به گونه ای جسورانه تر نبودیم.
همان ها هستند که هنوز با اتکاء به امکاناتی که متعلق به عموم مردم است در راستای منافع گروهی خود بی پروا به دروغ گویی و پرونده سازی برای دیگران ادامه می دهند و افعالی را که خود عامل آن هستند را به بنده نسبت می دهند. آنان غافلند که موسوی با این ترفندهایی که ماهیت آن برای همه مردم روشن شده است، از صحنه بیرون نمی رود. آنچه در این روزها رخ داد اصل نظام جمهوری اسلامی را که میراث امام بزرگوار و شهدای گرانقدرمان است هدف قرار داده و این چیزی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذاشت و با طرح اتهاماتی اینگونه و تهدید به محاکمه از آن صرف نظر نمود.
من نه تنها از پاسخگویی در برابر این اتهامات واهمه ای ندارم بلکه آمادگی دارم تا نشان دهم چگونه مجرمان انتخاباتی در کنار مسببان اصلی اغتشاشات اخیر قرار گرفتند و خون مردم را بر زمین ریختند و اکنون کوشش می کنند، صحنه هایی را که صدها شاهد و ده ها تصویر آن را گواهی می دهند به گونه ای دیگر جلوه دهند؛ آماده ام تا نشان دهم چگونه کسانی که عملشان در راستای ایجاد هرج و مرج در کشور، تضعیف نظام و منافع بیگانگان است، تلاش نمودند به بهانه تخریبگری های عناصری نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگری و وابسته به بیگانه معرفی کنند؛ ولی حاضر نیستم به خاطر مصالح شخصی و هراس از اینگونه تهدیدها از ایستادگی در سایه شجره سبز استیفای حقوق ملت ایران که امروز به خون به ناحق ریخته شده جوانان این کشور آبیاری شده است، لحظه ای صرفنظر نمایم. از مجموع آرای ریخته شده در صندوق ها تنها یک رأی متعلق به من است و شما به خوبی می دانید که مشکل آنها با میلیون ها رأیی است که جوابی برای سرنوشت آنها ندارند.
باز هم از عموم ملت شریف ایران متواضعانه درخواست می کنم با حفظ آرامش و پرهیز از ایجاد تنش، در دام بدخواهان که کوشش می کنند این حرکت گسترده اجتماعی را شورش و اغتشاش و وابسته به بیگانه قلمداد کنند، نیفتند و با زیرکی و هوشیاری که ویژگی ممتاز شماست این توطئه ها را مهار نمایند. تداوم اعتراض در چارچوب قانون و با رعایت اصول و مبانی نشأت گرفته از انقلاب اسلامی، راهبرد اصلی است که ضامن تداوم و دسترسی به اهداف شماست.
دشمن خارجی با همراهی یاران جاهل و طماع خود در داخل بر آنست که مطالبات این حرکت عظیم خودجوش را به خوارج بیرون از نظام نسبت دهد و حتی الله اکبرهای از دل برآمده شما را چون قرآن های سر نیزه معرفی کند. بر ماست که با رفتار و گفتار خود این توطئه شوم را خنثی نماییم.
برادر و خدمتگزار شما - میرحسین موسوی
چهارم تیر 1388
بستن راه اعتراض مدنی به روی مردم به معنی گشودن راههای خطرناکی است/باید از مقابله نظامی فاصله گرفت
به گزارش قلمنیوز، متن کامل بیانیه حجتالاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی به این شرح است:
"بسم الله الرحمن الرحیم
حضور مردم در صحنه از دست آوردهای بزرگ انقلاب اسلامی است که باید آن را پاس داشت و راههای آن را گشاده تر کرد. این حضور شکوهمند از همه بخش ها و گروههای سنی و صنفی در ایران یک پیام روشن دارد که مردم صاحب کشور و انقلاب اند. این پیام را امروز نیز باید دریافت؛ سکوت اعتراضی و رفتار مدنی مردم در راهپیماییها هم نشانه رشد و بیداری و مسؤولیت پذیری مردم است و هم حکایتگر این واقعیت انکار ناپذیر است که مردم دارای حقوق اساسی و مشخص هستند که هر نظامی موظف به رعایت آنهاست. تبلیغات تحریک کننده و اهانت آمیز نسبت به مردم که همواره مستقل عمل کرده اند و انتساب حرکت سالم آنان به بیگانگان خود جلوه ای از اعمال سیاست های نادرست است که سبب دورتر شدن مردم از حکومت می شود.
در ایران انتخاباتی برگزار شده است و انبوهی از مردمان بزرگوار که آن حماسه حضور را آفریدند نتیجه اعلام شده را باور ندارند و به آن معترض اند. اعتماد عمومی در این زمینه لطمه دیده است و بستن راه اعتراض مدنی به روی مردم به معنی گشودن راههای خطرناکی است که خدا می داند به کدام سرانجام برسد.
باید حق مردم را پاس داشت و در عین تدبیر در برابر هرگونه تشنج و تشنج آفرینی و ناامنی (که از ساحت مردم به دور است) باید از شیوههای پرهزینه و زیانبار برای نظام و مردم از جمله مقابله نظامی و خشونت فاصله گرفت و همگان در جهت ترمیم اعتماد عمومی که پشتوانه اصلی نظام و کشور است برآییم و حرکت کنیم.
ضرب و جرح و ارعاب که نمونه تأسف آور آن را در روز شنبه شاهد بودیم و موجی از دستگیری از زنان و مردان و نخبگان سیاسی و فرهنگی کشور از اولین ساعات اعلام نتایج تاکنون و ممانعت از اجتماعات آرام و باوقار مردم که از نشانه های فرهنگ بالای هموطنان است، مشکلات را افزون می کند.
فرصت ها به سرعت می گذرد و به تهدید تبدیل می شود، در حالی که بر این باورم که هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست و نیازی به امنیتی کردن و نظامی کردن فضا ندارد.
ارجاع امر به مرجع یا مراجعی که باید حافظ حقوق مردم و مجری انتخابات سالم و آزاد و ناظر بر آن باشند، ولی خود مورد انتقاد و شکایت اند راه حل مسأله نیست.
در بازگشایی این گره چرا نگاهی به روش و سیرت حضرت امام (ره) نداریم که در موارد مشابه بوده است و می تواند و باید مورد تأسی و اهتمام قرار گیرد.
تعیین هیأتی عادل، کاردان، بیطرف و شجاع که به ویژه مورد اعتماد معترضان هم باشد و پذیرش داوری منصفانه آن هیأت راهی برای عبور از این مرحله و گامی مثبت در جهت تقویت نظام و بازسازی اعتماد عمومی و نیز نشانه تصمیم گیری خطیر و گره گشا در هنگامه های حساس به نفع مردم و در جهت آرمانهای انقلاب است.
آزادی سریع دستگیر شدگان و زندانیهایی که موجب نگرانی عمیق خانواده های آنان و بسیاری از مردم شده است و نیز بازکردن راههای ارتباطی و اطلاع رسانی که متأسفانه همه را بسته اند می تواند فضای جامعه را تلطیف کند.
از سوی دیگر اعتراض و انتقاد به شیوه مدنی و به دور از هرگونه ناآرامی را که حق مسلم مردم است باید همگان پاس داریم.
نفی خشونت و تغییر فضاسازی کین توزانه و دشمن آفرین و مبتنی بر تهمت و افترا به فضای جدید مبتنی بر حقیقت، به محبت و دوستی و تعامل با یکدیگر نیز باید سرلوحه عمل قرار گیرد.
در این صورت است که هر هزینهای که پرداخت شود نظام با همه ارزشهایش مصون و محفوظ خواهد ماند.
مردم حضور دارند و همچنان در انتظارند، این حضور را باید محترم شمرد.
ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله * علیه توکلت و الیه انیب
سید محمد خاتمی
31 خرداد 1388"

ادامه مطلب
مبارزه با دروغ ، فریب و ریا مرزهای خانواده ها را نیز در نور دیده است، فریبکاران با شعار دین و دین فروشی علمای ما را می فریبند، مدتهاست آقایان حسین شریعتمداری و حسن شایانفر به پدر
اصرار می کنند که از فرزندش برائت بجوید ، و آقای مصباح یزدی گفته بودند قدری صبر کنید شاید
برگردد! اخیرا حسین شریعتمداری با صدها صفحه از مقالات سایت و کامنت ها به نزد پدر رفته و سعایت می کند و از معظم له می خواهد که اعلام برائت خود را در رسانه ها اعلام کنند.
من ضمن ادای احترام به پیشگاه پدر و عرض دست بوسی که فرمان الهی است موارد ذیل را به استحضار ملت شریف می رسانم:
متأسفانه دفاع معظم له از احمدی نژاد به واسطه دروغ ، فریب و نیرنگ مقدس ماب هایی است که از امام زمان (عج) و زهرای مرضیه (س) خرج می کنند.بخاطر دارم شبی الهام و همسرش مهمان حضرت آیت الله بودند، فردای آنروز معظم له مرا احضار فرمودند و گفتند : "می خواهم با تو اتمام حجت کنم ، فاطمه زهرا (س) به خواب یکی از اولیاء آمده و فرموده که پسرم (رهبری) و احمدی نژاد را حمایت کنید" و معظم له فرمودند :
آیا با دستور فاطمه زهرا (س) مخالفت می کنی؟ من پاسخ دادم: "پدر جان ، فاطمه (س) ، برای من زیاد است اگر فضه کنیز زهرا (س) یا قنبر غلام علی (ع) پیامی بیاورد به روی چشم می گذارم و اطاعت می کنم."اینهاشیادند و دروغ می گویند.
من با اطمینان می گویم ، مسیر ما در این 4سال مسیر فاطمه و علی علیهما السلام نبوده و باید به مسیر سبز علوی (ع) باز گردیم.و باز اخیرا فرمودند: " از ناحیه مقدس حضرت حجه ابن الحسن المهدی (عج) پیامی برای من آورده اند که مکلف هستم از احمدی نژاد دفاع کنم! ، باز عرض کردم اینها از آن ناحیه مقدس نیست، اینها زاییده هاله نور است و شیادی است.در خاتمه من شهادت می دهم که پدر بزرگوارم از اولیاء و از زهاد است، او پاک است و عاشق و دلباخته اهل بیت علیهم السلام، او همه را مثل دل خود صاف و پاک و بی ریا می بیند و متاسفانه فریبکاران، آن بزرگ را نیز می فریبند. و دیر نباشد که نقاب از چهره پلید این دروغگویان برداشته شود و معظم له به صف امت اسلامی بپیوندند.امروز معظم له جز کیهان ، رسالت و پرتو نمی خوانند، امواج میلیونی ملت را نمی بینند و نمی خواهند ببینند. ایشان فقط دروغ رسانه های وابسته به دولت را می شنوند و بدیهی است که چنین قضاوت کنند.
راه راست کدام است، آیا امام نفرمودند میزان رأی ملت است؟
راه راست راه اهل بیت عصمت است که هیچکدام به زور شمشیر حکومت نکردند، و تا مردم نخواستند تشکیل حکومت ندادند!...به معظم له دروغ احمدی نژاد را ثابت می کنم. می فرمایند "خوب یک دروغ گفته است اما به اسلام عزت بخشیده است !!"به ایشان فساد مالی اورا عرض می کنم ، می فرمایند " اگر نبود حاکم عادل باید از حاکم فاسق حمایت کرد تا نظام اسلامی حفظ شود !!"به معظم له عرض می کنم: اگر یک روز مردم ما را نخواهند باید چه کنند؟ می فرمایند : " همان کاری که ما کردیم ، انقلاب !!" و عرض می کنم " پس فرق ما با شاه چیست؟
.می فرمایند: " اگر پدر راضی نباشد روزه مستحبی حرام است" می گویم" بلی اما جهاد واجب را می شود به امر پدر ترک کرد؟" مسئله رفع ظلم و استبداد است و بر همگان واجب و اذن پدر شرط نیست.در خاتمه از صمیم قلب دعا میکنم که این پیر فرزانه ی عابد به صفوف ملت بپیوندند و از همه کسانی که می توانند حقایق را به گوش معظم له برساند ، عاجزانه تقاضا دارم از هیچ تلاشی مضایقه نفرمایند. والسلام علی من اتبع الهدی
به گزارش خبرنگار شهاب نیوز؛ این کارشناس گفت: واقعیت این است که در طول سی سال گذشته از عمر جمهوری اسلامی و حدود سی دوره انتخابات برگزارشده، همواره تقلب و تخلف در انتخابات وجود داشته و ما انتخاباتی را سراغ نداریم که در آن هیچ گونه تخلفی صورت نگرفته باشد، بنابراین اصل وقوع تقلب و تخلف در انتخابات ها طبیعی و محرز است، اما مهم دامنه این تخلفات و نتیجه گیری از آن است.
این کارشناس به عنوان نمونهای از طرح صحیح موارد تخلف، به وجود آراء غیرطبیعی در بسیاری از حوزههای انتخابی اشاره کرد و افزود: آماری که وزارت کشور درباره میزان آرا در حوزههای انتخابیه اعلام کرده، در بسیاری از موارد غیرطبیعی و بیش از تعداد رسمی واجدین شرایط برای رأی دادن است که این موضوع غیرطبیعی است و حداقل صحت انتخابات در این حوزهها را با تردید جدی مواجه میکند.
وی به طور نمونه به استان یزد اشاره کرد که بنابر آمار رسمی وزارت کشور، در آن بیش از 100 درصد واجدین شرایط، در انتخابات شرکت کرده و به عنوان نمونه در تفت 141 درصد، در مهریز 121 درصد، در صدوق 111 درصد، در طبس 101 درصد و در بافق 100 درصد واجدین شرایط رأی دادهاند که عملاً غیرممکن است.
و یا در استان اصفهان، در اردستان 101 درصد،در تیران 108 درصد، در چادگان 120 درصد، در خوانسار 100 درصد و در فریدونشهر 108 درصد واجدین شرایط رأی داده اند، در استان چهارمحال و بختیاری نیز در کوهرنگ 132 درصد و در لردگان 104 درصد واجدین شرایط رأی دادهاند، همینطور در استان خراسان جنوبی در سربیشه 105 درصد و در قائنات 101 درصد واجدان شرایط رأی دادند.
این کارشناس ادامه داد: در استان خراسان رضوی نیز شرایط به همین شکل است: به طوری که در بردسکن 102 درصد، در چناران 104 درصد، در خلیلآباد 103 درصد، در خواف 104 درصد، در رشتخوار 101 درصد و در فریمان 105 درصد واجدین شرایط رأی داده اند.
در استان خوزستان نیز شرایط مشابهی حاکم است و در باغ ملک 106 درصد واجدین شرایط رأی دادند و در استانهای زنجان، فارس و قزوین نیز شرایط مشابهی حاکم است، در استان کرمان نیز شاهد رأی 121 درصدی در رودبار جنوب و رأی 112 درصدی در قلعه گنج هستیم.
همچنین در کهکیلویه و بویراحمد وجود رأی 127 درصدی در دنا، رأی 113 درصدی در بهمئی و رأی 105 درصدی در بویراحمد نسبت به واجدان شرایط، شائبه هایی ایجاد کرده است. در استان گلستان نیز در بندر گز و مینودشت 101 درصد واجدین شرایط رأی دادند یا در گیلان در سیاهکل 104 درصد، شفت 101 درصد و ماسال 104 درصد واجدین شرایط رأی دادند.
وی گفت: در استان لرستان شرایط حادتری وجود دارد: در دلفان 110 درصد و در سلسله 112 درصد واجدین شرایط رأی دادند یا در استان مازندران در نور 104 درصد، در گلوگاه 103 درصد، در محمودآباد 102 درصد و در نکا و رامسر 101 درصد واجدین شرایط رأی داده اند.
در استان هرمزگان در ابوموسی 115 درصد، در بندرلنگه 100 درصد و در رودان 104 درصد واجدین شرایط رأی دادند.
به طور کلی میتوان گفت، در 26 استان کشور، حوزههای انتخابیهای وجود دارد که در آنها مشارکت غیرطبیعی یعنی از 95 درصد به بالاتر دیده شده که تحقق میزان این مشارکت از نظر علمی غیرممکن است، چرا که حداقل از هر 20 نفر واجد شرایط، قطعا یک نفر به دلیل بیماری، مهاجرت، مرگ اعلام نشده، مخالفت با انتخابات، مشغله کاری، مسافرت و... قادر به رأی دادن نمیباشد و در طول تاریخ انتخابات ایران و کلیه کشورهای دارای دموکراسی، رأی بیش از 95 درصد واجدان شرایط دیده نشده، بنابراین بررسی صحت دستکم 200 حوزه انتخابیه که در آن تعداد آرا از 95 درصد واجدین شرایط اعلام شده، اولین گام در شناسایی و برخورد با تخلفات انتخابات و جلوگیری از بروز شایعات میباشد.
آن خس و خاشاک تویی
پست تر از خاک تویی
شور منم نور منم
عاشق رنجور منم
زور تویی کور تویی
هاله ی بی نور تویی
دلیر بی باک منم
مالک این خاک منم

يار دبستانی من
با من و هم راه منی
چوب الف بر سر ما
بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو
رو تن اين تخت سياه
ترکه بيداد و ستم
مونده هنوز رو تن ما
دشت بي فرهنگی ما
هرز تمومه علفهاش
خوب اگه خوب
بد اگه بد
مرده دلهای آدمهاش
دست من و تو بايد اين
پرده ها را پاره کنه
کی ميتونه جز من و تو
درد ما را چاره کنه
با من و هم راه منی
چوب الف بر سر ما
بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو
رو تن اين تخت سياه
ترکه بيداد و ستم
مونده هنوز رو تن ما


این متن و از یکی از وبلاگ ها کپی کردم.گرچه یه مقدار دیر شده ولی از هیچی بهتره...البته من با خیلی جاهاش موافق نیستم اما نمیخواستم متن و تحریف کنم.با این حال هر از گاهی بین متن یه پارازیت هایی دادم . شرمنده...
بالا نوشت : اگر که اصولگرا یا طرفدار تحریم انتخابات هستید این نوشتار را نخوانید، این برای روان لطیفتان بهتر است !
من تصمیم خودم را برای شرکت در انتخابات گرفته ام و به چند دلیل به اصلاح طلبان رای می دهم : (شهرزاد:البته من که نمیتونم رای بدم منظور از من اونی که این متن و نوشته)
1 – برای تغییر تدریجی کشور به سمت مدرن شدن و پیشرفت و دموکراسی ( زیراکه به این نتیجه رسیده ام که تغییر اندک اما تدریجی به از تغییر زیاد اما یک دفعه است، چون این یکی پایدار و اصولی است اما آن یکی بی حساب و غیر قابل پیش بینی است، تاریخ مبارزات آزادی خواهانه در تمام دنیا از جمله خود آمریکا در مورد تبعیض نژادی و جنبش زنان و … این نکته را اثبات میکند. )
2 – برای کاهش قدرت اقتدارگرایان تندروها در نظام ( زیرا که احساس کرده ام که یک سری نیروی های نظامی و امنیتی قصد دارند با ورود به عرصه سیاست و قبضه قدرت به نفع خویش کشور را به سمت امنیتی شدن بکشانند و چون منطق نظامی گری و امنیتی منطق زور است و ورود اینها به عرصه سیاست آسان است و خروجشان مشکل و کشور را ممکن است بکشانند به خطر کودتای نظامی یا حکومت نظامی و یا جنگ، بر خودم واجب میدانم که علاج واقعه قبل از وقوع کنم و تا قبل از از دست رفت ایران با رای دادن به میانه روها این حرکت را با اراده و رای خودم در نطفه خفه کنم )
3 – برای متوزان کردن قدرت در کشور ( زیراکه اگر قدرت تنها در دست یک عده باشد جز اقتدارگرایی و زورگویی چیزی از آن بدر نخواهد آمد اما اگر در دست چند گروه رقیب باشد، همین رقابت باعث پویایی نظام خواهد شد. ) (شهرزاد:من هم خیلی موافقم)
4 – برای خردگرایی و کارشناسی بیشتر امور مصوب مجلس ( زیرا که اگر اکثریت مطلق در دست یک گروه باشد آن گروه میتواند منافع مردم را فدای منافع خودش بکند و طرح های غیر کارشناسی مانند طرح سهمیه بندی بنزین و دیگر طرح های مصوبه مجلس 7 را امضا کند اما اگر اکثریت مطلق در مجلس نداشته باشیم و جمعیت خردگرای مجلس بیش از جمعیت رانتخوار آن باشد، امکان این گونه کارها کمتر است و مصوبات کارشناسی شده تر می باشند و چه کسانی خرد گرا تر و کارامد تر از اصلاح طلبانی و اصولگرایان معتدل که سالهای سال تجربه آموخته اند و تازه به مرحله بلوغ خود رسیده اند. )
5 – برای اینکه وکیل المله را به مجلس بفرستم نه وکیل الدوله ( تجربه مجلس 7 نشان داد که مجلسی که خدمتگذار و مجیزگوی دولت باشد تا مردم، هیچ حاصلی برای مردم نخواهد داشت و منافع مردم را فدای منافع دولت می کند، پس چه خوب است که از انتخاب وکیل دوله ها صرف نظر کنیم و به وکیل المله ها رای بدهیم )

6 – برای اینکه دلم میخواهد نفس بکشم ! ( این سهم من است که یک روزنامه آزاد بخوانم، این سهم من است که در سر کارم از هیچ تندرویی نهراسم، این سهم من است که لباس دلخواهم را بپوشم (شهرزاد:البته لباس داریم تا لباس ها)و در چهارچوب عرف و اخلاق اجتماعی معمول حرکت کنم، این سهم من است که … نمیخواهم این سهم مرا عده ای متحجر تندرو ضایع کنند، پس به اصلاح طلبان رای میدهم که قدرت اینها آنقدر نباشد که سهم مرا بخورند و بتوانند با اقتدار کامل عمل کنند، حداقلش اگر اصلاح طلبان از سهم من دفاع نکنند، برای وجهه خودشان هم که شده در مقابل ضایع شندنش خواهند ایستاد و ترمزی در برابر اقتدارگرایان و تندروها خواهند بود، یک نفس هم یک نفس است و از هیچ بهتر است. )
7 – برای اینکه این مملکت نیز سهم من هست ( و سهم عده اندکی بسیجی و رانتیر اصولگرا نیست که ملک شخصی شان باشد و همه کارها و پستها را تصاحب کنند و همه خانواده هایشان بر سر کار بروند و ما بیکار برای دوقران نان کاسه گدایی به دست بگیرم، حداقل اصلاح طلبان این بود که اگر خود میخوردند به دیگران هم می دادند اما اصولگرایان چه؟ فقط خودشان میخورد و ته مانده ای هم نمیگذارند ! 30% سهم جانبازان، 49% سهم خانواده شهدا، 20% سهم بسیجیان و ایثارگران و ….. آخر ته این چی برای ما ملت بیچاره مانده که همان قدر هم که می ماند در مصاحبه و …. ازمان میگیرند؛ این که نشد عدل علی و عدالت محوری و مهرورزی، هیهات مگر مولایمان علی (ع) روز اول خلافتش به صحابه رسول خدا (ص) تذکر ندادند که سهمتان را در آن جهان از خداوند متعال مطالبه کنید نه از بیت المال ؟ پس ما چی هستیم شیعه علی ؟ )
8 – برای اینکه نمیخواهم چهارسال به خودم فحش بدهم و دندان قروچه برم! ( زیرا که ما ملت ایران ملتی بادی هستیم، موقع انتخابات که میشود یکهو یا جوگیر میشویم و به یک نفری که اصلا نمیشناسیمش رای میدهیم و نتیجه اش می شود دولت نهم و یا اینکه قهر میکنیم و برای مشت زدن بر پوزه استبداد رای نمیدهیم و خیال هم می کنیم که کک آن مستبد با عدم حضور ما میگزد، اما بعد از چهار سال که او حکمرانی اش را کرد و ما میبینیم که آب از آب تکان نخورده هیچ، قدرتش هم زیادتر شده باز جو گیر میشویم و میگویم این بار حالت را میگیرم اما دوباره وقتی به رد صلاحیت ها بر میخوریم بازهم سرخورده میشیوم و برمیگرید به خانه هایمان و همان میکنیم که استبداد می خواهد، من نمیخواهم این بار جوگیریانه رای بدهم بلکه از کمال صحت عقل میخواهم به اصلاح طلبان و اصولگرایان معتدل حالا قاتل و جنایتکارشان هم که شده رای بدهم تا بعد از چهارسال وجدانم راحت باشد که کار درست را کرده ام و چون یک میانه رو هم یکی است و از یک مستبد بهتر است )
9 – برای اینکه بد را بهتر از بدتر میدانم ( شاید خیلی از اصلاح طلبان آنچانان هم طلای ناب نباشند اما هرچه که باشند از کاندیدهای جبهه متحد اصولگرایی بهتر اند،(شهرزاد:البته همین طور که اصلاح طلبان خوب و بد دارن اصولگرایان هم خوب و بد دارن) حالا اینجا این سوال پیش می آید که آیا ما باید شرکت کنیم و کاندیدای معتدل را انتحاب کنیم و یا شرکت نکنیم تا کاندید تندرو به مجلس برود و چهار سال فحشهای رکیکش بدیهم ؟ عقل میگوید بهتر است معتدل را انتخاب کنیم و شرکت کنیم تا اگر هم فحش میدهیم، فحش های معتدلتری باشد تا اعصاب و روانمان هم چند درجه معتدل تر بشوند ! )
10 – برای اینکه نانم برایم مهم است ( این یک واقعیت است که نان و اقتصاد از دموکراسی برای ما ملت ایران واجب تراند، حالا چه کسی حاضر است مجلس را که تنظیم کننده سیاست های کلان اقتصادی کشور است را دست یک مشت بی مغز بدهد که قوانین دری وری برای کشور تصویب کنند و بعد نتیجه اجرای همین قوانین دری وری در زندگی روزانه اش وارد شود و کمر اقتصادش را بشکند ؟ یک اندازه تامل کنید به همین مسئله بنزین و بی کاری، اگر مجلس درست و اصولی عمل کند و کارها کارشناسی باشند خوب تاثیر این بر زندگی یکایک ما احساس میشود، مگر نمیشود ؟ ما حتی اگر کار آزاد هم داشته باشیم تنظیم غلط اقتصاد در کل کشور به ضررمان تمام میشود، پس برای منافع اقتصادیمان هم که شده باید شرکت کنیم و به طرفداران بازار رای بدهیم، یعنی همان راست مدرن اصلاح طلب و اصولگرا. )
11 – برای اینکه جو اپوزیسیون خارج از کشور و مشتی رد صلاحیت شده و به حاشیه رانده شده مرا نگرفته است ( این یک واقعیت است که بعضی ها برای چیزهای نداشته غصه زیاد می خورند و بعضی ها هم برای برخی چیزهای نداشته شده و گرفته شده از آنها دیگران را غصه میدهند و آنها را تشویق به غصه خوردن و افکار منفی میکنند، رسانه هایی مانند صدای آمریکا و برخی صداهای داخلی که از قدرت بدروند چون دنبال منافع خودشان هستند می آیند و آتش تحریم انتخابات را داغ میکنند تا به مقاصد خود در بلند مدت برسند، اینها دلشان برای مردم ایران نسوخته است که دارند با فقر و گرسنگی دسته و پنجه نرم می کنند، اینها عشقهایشان را در آن ور آب می کنند و تفریحشان را هم با غصه دادن ما، من نمیخواهم غصه بخورم من میخواهم عمل کنم تا غصه نخورم، فقط افراد ضعیف منفی بافی میکنند و از شکار موفقیت صرف نظر میکنند، من ادم مثبت اندیشیم ، یک قدم هم یک قدم است)
12 - برای اینکه موقعیت شناسم و زمان انتقاد و قهر را درست می شناسم ( این واقعیت که اصلاح طلبان نقاط ضعف بسیاری دارند و در دوره حکمرانی شان نقاط سیاهی نیز وجود دارد و اینکه اصولگرایان معتدل هم پاک مردانی راستین نیستند و کارنامه ای گاها سیاه دارند، انکار ناپذیر است و همچنین نیاز جنبش اصلاحات به یک بازنگری کلی در فعالیت سیاسی و مدنی و اجتماعی بسیار زیاد است، اما این برای من باعث نمی شود که با اصلاح طلبان قهر کنم و با اینکارم به رقبای تندروی ایشان قدرت عاجل اضافه نمایم؛ من بخوبی میدانم که زمان تفرقه و قهر و انتقاد در جای خودش است و در زمانه جنگ نباید یک قوم در درون خودش دچار مشکل باشد؛ پس از حق انتقادم تا گذر از این مرحله میگذرم و با توجه به همه انتقاداتم به جریان اصلاح طلب، اینها را به بعد از انتخابات موکول میکنم و گفتمان درون جناحی و اصلا نمیخواهم باعث بشوم که با اختلاف درونی و قهر کردن، رقیب قدرت مند شود ! )
13 : …………… ( جای این نقاط تمام دلایل ناگفته من و شما برای شرکت در انتخابات است، میتوانید خودتان پرشان کنید)

حالا میبینید که من انگیزه قوی برای شرکت در انتخابات دارم، خودتان را هم دارید میبینید، اگر که با من هم عقیده هستید از بین لیست زیر، به تناسب موقعیت جغرافیایی تان افرادی را انتخاب کنید و بروید پای صندوق های رای و مطمئن هم باشید که اگر تک تک ما احساس مسئولیت کنیم و رای بدهیم هیچ کس نمیتواند حق مارا بخورد و کلاه سرمان بگذارد، منتهی باید رایی هم که میدهیم هوشمندانه باشد، در شرایط امروزی ایران هوشمندانه ترین انتخاب، انتخابی معتدل تر است تا تندرو تر، زیرا خطرهای مختلف از جمله، جنگ، تحریم، فشارهای توامان اقتصادی، نقض آزادی های مدنی و … کشور را تهدید میکند و تنها معتدلها می توانند این خطرها را تعدیل کنند، پس چرا تا جایی که میتوانیم عمل نکنیم و بعدا حسرتش را بخوریم.
همراه شو عزیز
کاین درد مشترک
هرگز جدا جدا
درمان نمی شود

من به همه دوستانیکه میخواهند رای بدهند و با من هم عقیده هستند توصیه میکنم که :
الف ) اگر اصلاح طلب اند در حوزه هایی که اصلاح طلبان هستند (فقط ) به لیست اصلاح طلبان رای بدهند ( فرقی نمیکند کی باشند، فقط عضو ائتلاف باشد این میتواند به نفع کشور باشد، چون حتی اصلاح طلبان تایید صلاحیت شده درجه دو هم رای بیاورند، به دلیل روحیه کار جمعی که فعلا شکل گرفته است میتوانند با ائتلاف کل کشور احقاق حقوق همه اصلاح طلبان را بکنند و این هم به نفع تمامی اصلاح طلبان کشور و هم به نفع نظام است چون نظام هم معتدل خواهد شد ) و در حوزه هایی هم که اصلاح طلبی وجود ندارد و امکان رقابت ندارند به ائتلاف فراگیر اصولگرایان ( منتقدین دولت ) رای بدهند، زیرا اینها هم با اصلاح طلبان فرقی ندارند جز اینکه اصلاح طلبان دموکرات اند و اینها نیستند و اعتقادی به آزادی و … ندارند، اما هرچه باشند از کاندیدهای جبهه متحد اصولگرایی بهتراند؛ اگر هم که کاندید اصولگرای منتقد دولتی نیز وجود نداشت به کاندیدهای مستقل یا حزب اعتدال و توسعه رای بدهند، باز اینها به از دیگران اند.
ب ) اگر هم که دوستان اصولگرایند که خوب بازهم شرکت مهم است، میتوانند خودشان را بسنجند اگر تمایل به تندروی دارند بروند و به کاندید های جبهه متحد اصولگرایان رای بدهند ولی اگر که اصولگرای مدرن اند و خواهان اعتدال و تحول خواهی بروند و به کاندیدهای منتقد دولت یا ائتلاف فراگیر اصولگرایان و لیست حزب اعتدال و توسعه رای خود را بدهند.
ج ) اگر هم که میانه رو هستند میتوانند از بین لیست اصلاح طلبان و اعتماد ملی و همینطور ائتلاف فراگیر اصولگرایان ( منتقدین دولت ) و حزب اعتدال توسعه، گزینشی عمل کنند و بر اساس سلیقه خود افراد واجد صلاحیت را انتخاب نمایند، اما توجه کنند که به هیچ وجه من الوجود به کاندید هایی که زیر بیرق جبهه متحد اصولگرایی ( حامیان دولت ) قرار دارند رای ندهند که این موجب قدرت گرفتن تندروهای نظام خواهد شد.
این لیست ائتلاف اصلاح طلبان در سرار کشور است (حالا هرکس با ما هم عقیده است یا علی، همراه شود که کین درد مشترک هرگز جدا درمان نمی شود ) :
آذربایجان شرقی
بناب: رسولی صدیقی
سراب: مجید نصیرپور سردهانی
هشترود: محبوب حضرتی
میانه: سیدحسین هاشمی
مرند: سیروس سازدار
تبریز: دكتر مسعود پزشكیان
آذربایجان غربی
میاندوآب: دكتر محسن رائی
خوی: سیدابوالحسن موسوی
اردبیل
اردبیل: ولی آذروش، مالك رضایی
كرمی: نصیری
پارسآباد و بیلهسوار: عباس جهانگیرزاده
اصفهان
اردستان: دكتر احمد رمضانی
خمینیشهر: آقای اللهیاری
نائین: سید طباطبائی
نجفآباد: مجتبی طاهری
لنجان: آقای بزرگی
اصفهان: علی كردآبادی، مجتبی هاشمی
فریدن: شجاعی
ایلام
شیروان چرداول ایوان مهران: دكتر داریوش قنبری
بوشهر
بوشهر و دیلم و كناره: حسن قائدزاده
دشتستان: جهانشیر كدخداپور
دشتی: سیدمحمدمهدی پورفاطمی
دیر و كنگان: علی كرمی
چهارمحال و بختیاری
شهركرد: نصرالله ترابی
لردكان: آقای علیپور
خراسان شمالی
بجنورد: شهریاری، مرتضی صادقی
خراسان رضوی
نیشابور: غلامحسین مظفری، خانم مطهره سخاوتی
قوچان: هادی شوشتری
كاشمر: محمدعلی خباز
مشهد: پروفسور آفریده، آقای امینی، آقای موهبتی
درگز: محمد دلاور
فریمان: آقای مهندس شریفی
خوزستان
رامهرمز: آقای بهمنی
ماهشهر: جلال درویش
شادكان: دكتر عیسی مقدمیزاده
آبادان: عبدالله كعبی
زنجان
زنجان و طارم: آقای دكتر سعداله نصیری، جمشید انصاری
سمنان
سمنان: كواكبیان
سیستان و بلوچستان
زاهدان: پیمان فروزش
فارس
آباده: علیرضا فرود
لامرد و مهر: سیدحبیب حسینی، لامرد
فسا: یحیی تهمتن
فیروزآباد: ابوذر كرمپور حقیقی
قزوین
قزوین - آبیك: قدرتالله علیخانی
تاكستان: امیر طاهرخانی
كرمان
كرمان وراور: محمدعلی كریمی، دكتر محمود جواد فدایی
رفسنجان: شیخ حسین هاشمیان
شهر بابك: جعفر رضازاده
بافت: محمدتقی بختیاری
سیرجان: حسین دعاگویی
بم: دكتر اصغر مكارم
جیرفت: آقای اسلامپناه
كهنوج: مختار وزیری
زرند: دكتر حسین امیری خانمكانی
كرمانشاه
كرمانشاه: هدایتالله فرهادی، دكتر جهانبخش امینی، جهانگیر كرمی
اسلامآباد: شهریار منصوری
كنگاور: حجتالله رستگار
كهگیلویه و بویراحمد
گچساران: غلامرضا تاگردون
بهمئی: لطیف رستاد
گلستان
گرگان: سیدسبحان حسینی، عبدالله میراكبری
علیآباد كتول: عینالله علاء
رامیان و آزادشر: غلامعلی كوهساری
لرستان
خرمآباد: محمد بهاروند، نورمحمد فردی بیراموند
درود و ازنا: آقای غلامرضا عبدالوند
بروجرد: حسین ستاری
كوهدشت: آقای علیمحمد سوری لكی
مازندران
ساری: علی اسدی، علیاصغر یوسفزاده
نوشهر - چالوس: آقای دكتر محسنی
قائمشهر: آقای بزرگنیا، آقای ولیالله رعیت
بابل: محسن نریمان
مركزی
خمین: آقای مقیمی
هرمزگان
میناب: دكتر علی معلمیپور
بندرلنگه: آقای عبداله حسینی
بندرعباس - قشم و حاجیآباد: سیدمصطفی ذوالقدر
همدان
ملایر: عباس آریازند
اسدآباد: آقای خزایی
نهاوند: دكتر مهدی سنایی
بهار و كبودرآهنگ: علی یعقوبی
همدان: محمود نیلی، غلامحسین مجذوبی
یزد
اردكان: محمدرضا تابش
یزد: علیاكبر اولیاء
تهران
دماوند: محسن صفری
ساوجبلاغ: سیدعلی حسین
تهران : مجید انصاری، اسحاق جهانگیری، محمد صدر، اسدالله کیان ارثی، نجفقلی حبیبی، محمد اشرفی اصفهانی، محمود دعایی، علیرضا محجوب،سهیلا جلودارزاده، علیرضا رحیمی، جواد اطاعت، ابوالفضل شکوری، وحيد محمودی، الیاس حضرتی، سید کامل تقوی نژاد، محمد قمی، نرگس کریمی، الهه راستگو، حبیب عجایبی، خانم مینایی پور، حسن خلیل آبادی، دكتر عباسعلي زالي، قره يازي، افشين حبيب زاده، دكتر میررحیم نوربخش، خانم طیبه گلپايگاني، خانم دكتر خوش خلق، آقاي محمد جمشيدي گوهري، دكتر سعید معيد فر، سيد افضل موسوي
در پایان این خواهش را از وبلاگ نویسان اصلاح طلب دارم که بر حسب وظیفه به انتشار اسامی اصلاح طلبان کمک کنند و برایشان در این مدت باقی مانده تبلیغ کنند، زیرا یک اصلاح طلب هم یک اصلاح طلب است و به معنی یک قدم به سوی اصلاح است، پس خواهشمندنم که این اسامی را هم در وبلاگ هایتان و هم برای دوستانتان بفرستید، دوستان غیر بلاگر هم میتوانند این اسامی را برای دیگر دوستانشان از طریق پست الکترونیک ارسال کنند. ( خجالت هم نکشید و گوشتان را ندهید دست طرفداران تحریم، مثله شیری در صحنه باشید و نهراسید، فقط احمق ها میترسند و شرمسار میشودند و بعدا پشیمان میگردند ! مطمئن هم باشید که اصلاحات نمرده است و نیاز ضروری کشور است، فقط نیاز به بازنگری درونی دارد و پشتوانه مردمی، شما این پشتوانه مردمی را به جبهه اصلاحات بدهید، آن بازنگری درونی حتما با توجه به حوادث اخیر انجام خواهد گرفت؛ اصلاحات جان دوباره میخواهد، یک کار تاریخی بکنید و اسمتان را در تاریخ به عنوان جان دهنده دوباره آن ثبت کنید. )
توضیح : من هیچ کدامتان را مجاب به کاری نمیکنم و فقط دلایل خودم را برای شرکت در انتخابات و رای دادن به اصلاح طلبان و اصولگرایان معتدل ابراز داشتنم، حال شما خود میدانید و کشور خودتان، هر تفکری که دارید برای من محترم است و هر تصمیمی که بگیرد نیز همینطور، فقط اندکی تامل کنید و هیچ وقت کسی را مجاب به کاری نکنید !
















